چکامه

شعر

فتنه ی چشمان تو

هاتف
چکامه شعر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

فتنه ی چشمان تو

ماجرا زیرِ سرِ فتنه‌ی چشمان تو بود
این کشاکش اثر سو‌ءِ فراخوان تو بود

بی هوا بر سر راہ نگهم سبز شدی
لاابالی دل من بی سر و سامان تو بود

وحشیِ چشم تو پُشتِ مژہ پنهان شدہ بود
پلک برهم زدی و عقل پریشان تو بود

زیر گوشم به خیال نفس گرم تو سوخت
لب من ،در هوس بوسه‌ی پنهان تو بود

عطر گیسوی تو و نم نم باران و نسیم
دست من منتظر گرمیِ دستان تو بود

در تکاپوی نگاهت چه عبث غرق شدم
قصه‌ی فاصله ها نقطه‌ی پایان تو بود

کوه یخ بودی و در تیرہ ترین نقطه‌ی شب
قایق خسته‌ی من سرزدہ مهمان تو بود..

عذر می خواهم ازین عشق ولی باور کن
ماجرا زیر سر فتنه‌ی چشمان تو بود

مجید_یغمایی



تاريخ : شنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۴ | 8:23 | نویسنده : هاتف |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
یف