چکامه

شعر

تو" شاه دختران " شدی

هاتف
چکامه شعر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

تو" شاه دختران " شدی

قدم زدم کنار تو، مسافر زمان شدم!
دوباره جلد نابی از کتاب باستان شدم

کشیده ام چه قرن ها وقار قامت تو را
که سرستون قلعه ی دیار دیلمان شدم

تو را- که‌مثل کوزه ای درون موزه مانده ای-
پر از شراب کردم و تمام شب، دهان شدم !

ببین که سرو عاشقت هنوز سبز مانده است
برای هُرم شانه ات دوباره سایه بان شدم

تو" شاه دختران " شدی هزار سال پیش و من
میان بزم رودکی، "خدای شاعران" شدم !

تو را شبی ربودم از حرمسرای ناصری
و زیر آن شکنجه ها شکسته، نیمه جان شدم

فقط به خاطر تو ای زن ترنج و ترمه ها
به دست هر زمانه ای همیشه امتحان شدم!

من آن نشان بوسه ام به روی سنگ بیستون
که دست عشق حک زد و چه خوب جاودان شدم

محمد_علی_نیکومنش



تاريخ : جمعه هفدهم بهمن ۱۴۰۴ | 23:50 | نویسنده : هاتف |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
یف