لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
دیشب به خوابم آمدی، حالا چه کاری داشتی
شاید که با من وعده و قول و قراری داشتی
درگیر چشمانت شدم آن دم که دیدم روی تو
انگار در کنج لبت ، باغ اناری داشتی
آشفته گشتم از تب عشق تو و رخسار تو
درگوشه ی چشمان خود اشک بهاری داشتی
وقتی که همراهم شدی، با وعده های عاشقی
در کوچه باغ خاطره بوس و کناری داشتی
صد بوسه از لبهای تو برچیدم و شب تا سحر
گفت و شنودی از غم چشم انتظاری داشتی
ای کاش هرشب بعداز این مهمان خوابم می شدی
ای کاش هرشب از دل تنگم گذاری داشتی
تاريخ : چهارشنبه دهم دی ۱۴۰۴ | 8:13 | نویسنده : هاتف |






