لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
و نه مهتاب، نه خورشیدی و نه دریایی
تو همان نابترین جاذبهی دنیایی!
تو پر از حرمت بارانی و چشمت خیس است
حتم دارم که تو از پیش خدا میآیی!
مثل اشعار اهورایی باران، پاکی
و به اندازهی لبخند خدا زیبایی!
خواستم وصف تو گویم همه در یک رویا
چه بگویم که تو زیباتر از آن رویایی!
مثل یک حادثهی عشق پر از ابهامی
و گرفتار هزاران اگر و امایی!
ای تو آن نابترین رایحهی شعر بهار
تو مگر جام شرابی که چنین گیرایی؟!
من به اندازهی زیبایی تو تنهایم
تو به اندازهی تنهایی من زیبایی!
عاشقی را چه نیازست به توجیه و دلیل
که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی!
نادر_صهبا
تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۴ | 6:37 | نویسنده : هاتف |






