لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
شیرین تر از این نیست که جانان تو باشم
چون آینه در پیش دو چشمـــــان تو باشم
از قهوه ی تلخ تو چه شیــــرین شده کامم
خوب است که لب بر، لب فنجـان تو باشم
دریــــــای دلت گشته پنــــــاه دل تنـــــــگم
در عمق دلت کـــــــاش که مرجان تو باشم
آرامش یک مــــــوج به روی تن ســـــــاحل
چون آب به روی تن ســـــــــوزان تو باشم
تو زمزمه ی شعـــــــر دل انگیـــــــز وفایی
زیباست که من حافظ دیــــــوان تو باشم
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴ | 7:21 | نویسنده : هاتف |






