چکامه

شعر

آمدم با یک غزل خوابش کنم

هاتف
چکامه شعر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

آمدم با یک غزل خوابش کنم

آمدم آهسته تا با یک غزل خوابش کنم
پرده ی تاریکِ شب را غرقِ مهتابش کنم

عکسی از چشمان او در آسمان بگذارم و
از خجالت ، قرصِ مــاهِ نقره را آبش کنم

گفته بودم آینه محوِ تماشایش شود
خواستم تا بی نیاز از باده ی نابش کنم

موجی از دریا بیندازم به نرمی روی او
تا مگر مانندِ مرواریـد ، کمیابش کنم

نُت به نُت ، موسیقیِ بارانِ پشتِ شیشه را
با همین شب گریه ها لبریزِ مضرابش کنم

آسمان ، مستِ نگاه و نورِ ماه و سوزِ آه
بوسه بوسه لحظه ی دیدار بیتابش کنم

غنچه ی لبخندِ لبهایش مرامِ دلبری ست
آمدم امشب مونالیــزای در قابش کنم.



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۴ | 6:59 | نویسنده : هاتف |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
یف