لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
غزلی به تو سروده دل بی قرارم امشب
تو اگر غزل شناسی مرو از کنارم امشب
تویی آن پلنگ وحشی منم آن غزال صحرا
تو و یک کمین دیگر که کنی شکارم امشب
زده خنجر جدایی چه جراحتی به قلبم
دل نا توان خود را به خدا سپارم امشب
چه کنم نمی توانم که شود شراره خاموش
زتنور سینهٔ خود شرر شرارم امشب
به یکی دو بوسه هرگز ننشیند اشتیاقم
قدحی شراب دیگر صنما خمارم امشب
چه شدآن قراروقولت که به من وعده نمودی
گل سرخی می گزاری به سر مزارم امشب
به خدا شکسته بی تو گل باغ آرزویم
به خزان گشته مبدل صور بهارم امشب
زشمال سرد دوران ز نوای درد سیلاب
نکند زغم بریزد همه برگ وبارم امشب
تاريخ : جمعه بیست و یکم آذر ۱۴۰۴ | 0:25 | نویسنده : هاتف |






