لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
وصف کردم عشق را با واژه های بهتری
از دلت گفتم غزل با شور و حال دیگری
با کلامت میکنی اعجاز در دنیای عشق
در میان جاهلان عشق ، تُ پیغمبری
فرق دارد جنس احساس تُ در دلدادگی
از نگاهت خواندهام درس وفا را از بری
خانه ای از عشق میسازم برایت دلبرم
تا که بنشینی به عاشق پیشگی و دلبری
کنج آغوشت بمیرم یا بسوزم در تنت
انتخابش با خودت هر جا خودت راحتتری
عشق رویایی که در شعرم شده پنهان تُیی
از تُ میگویم غزل ها را گلم ، مستحضری؟
خندهات مضمون صدها شعر و احساست غزل
با همین چشمان شهلا! ؛ از همه شاعرتری
تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۴ | 8:25 | نویسنده : هاتف |






