لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
چهرہی ماہِ تُ را عشق به اما بڪشد
آسمان چشمِ تُ را عین معما بڪشد
در غزل هاے شبِ شعر ، تُ زیبای منی
در غزلهای دلم قافیه رسوا بڪشد
ڪفر من از قدمت باز مسلمان شدہ است
منّت پای تُ را سینه فُرادا بڪشد
تُ که زیبایی و از باور باران مستی
غزلم نام تُ را دختر دریا بڪشد
شدہام از نفست مستتر از جام شراب
مستی چشم تُ را بادہ هویدا بکشد
قلمم شعر شود شور شود ، می بارد
قصه ی عشق ببین وہ به درازا بکشد
تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۴ | 9:10 | نویسنده : هاتف |






