لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
نقشی از حسّ تُ در قالب ایفای من است
چهرهپردازی تُ شخصیتآرای من است
هنر وسوسهی عشق از انگشتم ریخت
کار اعضای تُ بود آنچه به امضای من است
تاب تکرار تُ را هیچ پری چهره نداشت
این گناهان جسورانه همه پای من است
سر به زیری هنرِ عالم بالاست، ولی
از دل سر به هوا قیمت بالای من است
وهم این فاصله برداشت مرا، بردارش
شبههی دوری تُ عامل القای «من» است
ضعف آغوش مرا چشمک سبزی کافیست
تا اشارات تُ قانون مداوای من است
چارهای کن، که برای تُ دلم تنگ شده
آنقدر تنگ که یا جای تُ یا جای من است!
تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ | 6:31 | نویسنده : هاتف |






