لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
تُ میخندی ؛ دهانِ باغِ لیمو آب میافتد
و سیب از اشتیاقِ دیدنت بیتاب ، میافتد
تمام ماهیانِ برکه عاشق میشوند آندَم
که عکس رویِ چون ماهت به رویِ آب میافتد
ببین خود را درون قابِ چشمانِ پُر از شوقم
چه عکست روی موجِ اشکِ من جذاب میافتد
چه تصویر لطیفی خلق شد از شال و رخسارت
چو شال شب که روی شانهی مهتاب میافتد
بخند ای گل! تمام شعرهایم را بهاری کن
بدون خندهات از سکه شعر ناب میافتد
تُ میآیی ،کنارم مینشینی ، شعر میخوانی
و گاهی تمام اتفاقات فقط در خواب میافتد!
تاريخ : پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۴ | 23:6 | نویسنده : هاتف |






