لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
گیسوانت شب یلدا و لبت چون رطب است
بی تو در کوچه ی رگهای من همواره تب است
روز آخرشده هنگام اذان است بیا
با لبت روزه گشودن عملی مستحب است
گوش کن این خبرازمرجع عشق آمده است
بوسه هم در رمضان فطریه ی هردو لب است
گرچه دل تجربه ی بوسه ی لب را دارد
بوسه بردست نگاران زد ن حکم ادب است
دل من با دل سنگت به تفاهم نرسید
همه آوارگی و درد دل از آن سبب است
دفتر شعر مرا با ز کنی می فهمی
دلم بیچاره ام ازعشق تو در تاب و تب است
قافیه ریخت بهم در غزلستان غریب
آه از این غزلی که به لبت منتسب است.
اصغر روحی
تاريخ : شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴ | 16:22 | نویسنده : هاتف |






