لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
وقت تنگ است به یک بوسه مرا دعوت کن!
گاهی از عشق بگو با دل من خلوت کن
با دلم راه بیا تا من و تُ ، ما بشویم
وقت تنگ است بیا تا ته دنیا برویم
خنده زیباست بیا خنده به هم هدیه کنیم
شب دراز است بمان تا که به هم تکیه کنیم
کلبهی ما به دل خوش به جهان میارزد
پشت من باش ببین پشت جهان میلرزد
آب با عشق بنوشیم کم از مِی نبود
لذتش کم ز دو صد جامِ پیاپی نبود
ما همانیم که هر روز به دل میکاریم
خوب و بد هرچه بکاریم همان برداریم
از همین روز بیا تا من و تُ ، ما بشویم
زندگی میگذرد حیف که تنها برویم
از همین روز مرا در تبِ آغوش بگیر
عقل را از سر این عاشق مدهوش بگیر
سخن آخرم این است مشو باز عبوس
وقت تنگ است ؛ مرا بعدِ همین شعر ببوس!
💞
تاريخ : شنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۴ | 12:39 | نویسنده : هاتف |






