لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
تو را آنقدر می خواهم که آدم ناز حوا را
تو را آنقدر درگیرم که شاعر شعر زیبا را
تو را آنقدر دلتنگم که دریا تشنه ی ساحل
مرا آنقدر بی تابی که ساحل موج دریا را
به لبخند تو محتاجم ، به گرمی سلام تو
تو را آنقدر می جویم که خسته ، خواب و رویا را
تو ای خورشید بی پایان ! رهایم کن از این یلدا
که با تو می توانم دید صبح خوب فردا را
تو را آنقدر لبریزم که شبنم از خیال گل
مرا آنقدر سرشاری که جاده مرد تنها را
تو شیرین منی و من همان فرهاد دیرینم
تو را آنقدر می نوشم که وامق چشم عذرا را
💙
تاريخ : سه شنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۴ | 9:1 | نویسنده : هاتف |






