لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
گفتم که موجی سرکشم گفتی که دریا مال تو
گفتم که خوابی مبهمم گفتی که رویا مال تو
گفتم ندارم شاخه ای در باغ ِ ســبزی آرزو
گفتی گلستان می شوم، ریحان و مینا مال تو
گفتم شقایق میشوم تا خانه در خاکت کنم
گفتی که دشتت میشوم آغوشِ صحرا مال تو
گفتم که مهتـــابی نشد در آسـمانم جلوه گر
گفتی که ماهـت میـــشوم، طاق ِ ثریا مال تو
گفتم که زندانی شدم در دست شبهای سیاه
گفتی که صبح روشنم، دســتان فردا مال تو
گفتم که بی کاشانه ام، راهم بده بر قلب خود
گفتی که قلبم کوچک است پس کُل دنیا مال ت
تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۴ | 5:47 | نویسنده : هاتف |






